دختر شرقی

 

: یه دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد .این دختره یه دوست پسری داشت که عاشقه اون بود.دختره همیشه به پسره می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه باهات می موندم یه روز یکی پیدا شد که به اون دختر چشماشو بده. وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش  دل شکسته

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٠ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط بهار نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت