دختر شرقی

ازم پرسید : به خاطر کی زنده هستی ؟

با این که دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم " به خاطر تو " بهش گفتم " به خاطر هیچ کس " پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی ؟ با این که دلم داد می زد " به خاطر تو " با یه بغض غمگین بهش گفتم " به خاطر هیچکس " ازش پرسیدم : تو به خاطر چی زنده هستی ؟در حالیکه اشک تو چشاش جمع شده بود , گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ چیز زنده است .

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢٢ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ توسط بهار نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت